نگاهی تطبیقی به تمثیل در مطالعات ادبی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22059/jpl.2018.263146.1244
چکیده

«تمثیل» ازجمله مفاهیمی است که از قدیمی­ترین ادوار در عرصه­های گوناگون مطالعات ادبی، از بلاغت و رتوریک گرفته تا هرمنوتیک، موردتوجّه و مداقّه قرارگرفته است. بااین­حال، در هیچ­یک از پژوهش‌های پرشماری که به­طور مستقیم و غیرمستقیم به تمثیل پرداخته­اند، سعی نشده است حوزه­های مختلف معنایی این مفهوم پرکابرد به­وضوح مشخّص شود. این در حالی است که شناخت حوزه‌های معنایی اصطلاحات کاربردی در هر دانش، از زیربنایی‌ترین نیازهای آن به­شمارمی‌رود. پژوهش حاضر تلاشی است در جهت کاویدن مصادیق گوناگون مفهوم تمثیل در عرصۀ مطالعات ادبی در زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی و در پی آن است که تعریف روشنی از تمثیل در هر حوزه ارائه دهد. به همین منظور،  با نگاهی تطبیقی و با رجوع به منابع دست اوّل در تمام زبان‌ها ابتدا به تعاریف تمثیل در مهم­ترین منابع بلاغت اسلامی نظری می­افکنیم و سپس می­کوشیم کاربرد این اصطلاح را در بلاغت و دیگر عرصه­های مطالعات ادبی غرب بررسی کنیم. با نظر به آراء بلاغت‌نگاران در باب تمثیل و کاربرد آن نزد شعرا و نویسندگان، می‌توان سه معنای اصلی را برای این اصطلاح بازشناخت: الف) تمثیل در مقام یک شگرد بلاغی؛ ب) تمثیل به منزله یک نوع ادبی؛ ج) تمثیل به عنوان وروشی برای خوانش و تفسیر آثار ادبی.