اصطلاح دیوانی «پروانه» در متون ادبی و تاریخی فارسی تا قرن هشتم

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه صنعتی شریف

doi
10.22059/jpl.2018.255398.1158
چکیده

نظام حکومتی و تشکیلات اداری ایران در طیّ تاریخ تغییر کرده است. بعضی از مشاغل و مناصب و همچنین اصطلاحات دیوانی در دوره‌هایی متداول بوده و به‌تدریج ازمیان­رفته است. چه­بسا تعدادی از این واژه‌ها، تحول معنایی یافته‌اند و امروز تعریف و کاربرد دقیقِ بعضی از آنها برای ما ناشناخته است. گاه این واژه‌ها در متون ادبی و تاریخی فارسی آمده و نویسندگان و شاعران با آ‌نها تعابیر و ترکیبات خیال‌انگیز ساخته‌اند. تحقیق دربارۀ معنی اصلی چنین واژه‌هایی در متن‌های کهن و توجه به معانی‌ای که نویسندگان و شاعران از آنها اراده کرده‌اند، کمک می‌کند تا شناخت درست‌تر و دقیق‌تری از تشکیلات اداری گذشته پیدا کنیم. «پروانه» یکی از این واژه‌ها است که اصطلاحی دیوانی بوده و در فارسی و عربی به­کاررفته و تحول معنایی یافته است. در مقالۀ حاضر، کاربرد اصطلاحیِ این واژه و تعابیر و ترکیبات وابسته به آن، در تعدادی از مهم‎ترین متون ادبی و تاریخیِ فارسی، تا قرن هشتم هجری قمری، بررسی شده و نگارنده از این طریق کوشیده است به معانی و جایگاه آن در دستگاه‌های حکومتی گذشته دست یابد. باتوجه‌به نتایج مقاله، این معانی عبارت‌اند از: حکم، اجازه، برات یا سند، مُهر، پیک، خادم و حاجب.