بسط معنایی رویداد «ضرب»؛ تحلیلی شناختی در پرتو نظریۀ مقولات شعاعی و دستور حالت

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکدۀ علوم قرآنی مشهد

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبائی تهران

doi
10.48311/lrr.2025.7121
چکیده

در میان واحد‌های واژگانی یک زبان که همگی برحسب انتخاب و ترکیب می‌توانند مشمول بسط معنایی شوند، فعل‌ها با توجه به ماهیتِ خود کاملا مستعد شعاعی بودن و افزایش معنایی‌اند. جستارِ حاضر می‌کوشد با کاربست رویکردِ شناختی بسط معنایی شکلِ ثلاثی مجرد رویدادِ«ضرب» را در زبان عربی مورد بررسی قرار دهد و به‌روش توصیفی-تحلیلی ضمن برشماری بسط‌های حاشیه‌ای این فعل، چگونگی تولید آن‌ها و نیز رابطۀ اشتراک معنایی بین مشتقات یک ریشه را تبیین نماید. قریب به80 کاربرد از متقدم‌ترین تا متأخرترین معاجمِ عربی برای رویدادِ«ضرب» استخراج گردید که با صرف‌نظر از کاربردهای مشابه، 32معنای شعاعی برای این رویداد حاصل شد. دستاورد حاصل نشان داد که وجود رابطۀ مفهومی بین مشتقات یک واحد واژگانی در پرتوِ خاصیت اشتقاقیِ زبان عربی قابل تایید است. ازاین‌رو از بی‌نشان‌ترین معنای«ضرب» تا بسط‌های نشان‌دار استعاری آن هریک به‌وجهی مفهوم «اعمال فشار و نیرو» را افاده می‌کنند. براین اساس ادعای متأخر بودن معنای «کتک‌زدن» در این رویداد قابل تشکیک است. همچنین بخش اعظم بسط‌های حاشیه‌ای فعل«ضرب» محصولِ تغییر در پرکاربردترین عناصر همنشین این رویداد یعنی فضانماهاست. افزون براین در بسط مجازی رویداد «ضرب»، به‌ترتیب علاقۀ لازم-ملزوم و سبب-مسبب از بسامد بیشتری در تولید معانی شعاعی این رویداد برخوردارست.