تبیین جایگاه تشبیه در منظومه های غنایی؛ با تکیه بر پنج منظومة عاشقانه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان

2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jpl.2018.232275.917
چکیده

گزینش واژگان و چگونگی قرارگرفتن آنها در جمله و چینش آن براساس شرایط نحوی یا گریز از این شرایط و صور خیال را می­توان از مهم­ترین ویژگی­های هر زبان دانست. تحلیل زبان هر اثر باتوجّه­به ویژگی­های ذاتی آن و بررسی هنجارگریزی­های صورت­گرفته در گسترة متن، می­تواند بازگوکنندة نوع آن قلمداد شود. انواع تشبیه به­عنوان یکی از ارکان علم بیان در پدیدآمدن هویّت زبان متناسب با محتوای غنایی، تأثیرگذار است و در خدمت رویکرد عاطفی، ادبی و القایی این زبان قرار دارد. همچنین واژگان استفاده­شده در قالب مشبّه و مشبّه­به و نیز نوع وجه‌شبه، درجهت تبیین زبان این آثار عمل می‌کند. از سوی دیگر، اغراض تشبیه و نقشی که در انتقال محتوا برعهده­ دارد، با نوع مضامین غنایی متناسب است و در کنار مختصات دیگر زبان غنایی، از عوامل تأثیرگذاری بر مخاطب به­شمارمی رود. در این پژوهش کوشش شده است تا نقش این رکن علم بیان در پنج منظومة عاشقانه، با موضوع واحد بررسی شود و براساس مشترکات به­دست­آمده، یکی از شاخصه­های زبان غنایی تبیین شود.