بررسی تطبیقی شعر طبیعت و شعر طبیعی در اشعار منوچهری دامغانی و آسو اوستا
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
doi
چکیده
طبیعت در طول تاریخ با تمام جلوهگریها، زیباییها، شگفتیهای عمیق و خشم و قهرهای عجیبش به عنوان یکی از خاستگاهها و سرچشمههای ادبیات و هنر در اندیشه و کلام شاعران تبلور و حضور داشته است اما تمایز میان شعری که در وصف طبیعت باشد و شعری که درباره و برای طبیعت و از زبان طبیعت باشد موضوع مهمی است که باید به آن پرداخته شود. در واقع آنجا که زمین در ساحت ابژه قرار گرفته و زیباییهای طبیعت و عناصر آن نظیر خورشید و ماه و کوه و دشت و فصلها و حیوانات و گیاهان و... جانمایه قرار میگیرد ادبیات طبیعتگراست و آنجا که زمین با تمام هستیمندان خود از ساحت ابژگی خارج شده و به دگرسوژهای برای درک زندگی طبیعی تبدیل میشود و زمینسوژگی جانمایه و بنیان روایت قرار میگیرد ادبیات و شعر طبیعی است. این مقاله ضمن تحلیل و تطبیق اشعار منوچهری دامغانی و آسو اوستا به بیان ویژگیهای این دو گونه شعری پرداخته و نتیجه گرفته است که اشعار منوچهری دامغانی نمایندة شعر طبیعتگرا و اشعار آسو اوستا به عنوان نمایندة شعر طبیعی شناخته میشود. با توجه به اشعار این دو شاعر دریافتیم ادبیات طبیعتگرا برآیندِ انسان سوژگی است اما شعر طبیعی میتواند دو ساحت داشته باشد. نخست جنبه انتقادی نسبت به تخریبگران طبیعت و اعلام جدال همیشگی تا اصلاح وضعیت تخریبگری انسان؛ دوم بازگشت آوانگارد و پساکلمه که همانا نگره پساتمدنی است به زیست طبیعی به ماهو زیست طبیعی