تحلیل مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌نگر مارتین سلیگمن در رمان «چشم‌هایش» بزرگ علوی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

2 دانشگاه علوم پزشکی تهران

doi
چکیده

ادبیات داستانی معاصر ایران، افزون بر بازتاب بحران‌های تاریخی و اجتماعی، می‌تواند به‌مثابه عرصه‌ای برای بازنمایی فضایل انسانی، معناجویی و امکان‌های رشد روانی و اخلاقی انسان نیز خوانده شود. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریۀ روان‌شناسی مثبت‌نگر مارتین سلیگمن، به بررسی تجلی مؤلفه‌های شش‌گانه فضیلت ــ شامل دانش و خرد، شجاعت، انسانیت، عدالت، خویشتن‌داری و تعالی در رمان «چشم‌هایش» اثر بزرگ علوی می‌پردازد. روش پژوهش توصیفی­ـ­تحلیلی و مبتنی بر خوانش کیفی متن است و هدف آن، تبیین سازوکارهای بازنمایی فضیلت و منش اخلاقی در لایه‌های روایی و شخصیت‌پردازی اثر است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رمان چشم‌هایش تنها روایتگر تنش‌های سیاسی و اجتماعی عصر خود نیست، بلکه در سطحی عمیق‌تر، سیر تحول انسان در مواجهه با رنج، مسئولیت، عشق و آگاهی را صورت‌بندی می‌کند. در این رمان، فضیلت «دانش و خرد» بیش از همه در شخصیت استاد ماکان متجلی است؛ شخصیتی که آگاهی، مسئولیت‌پذیری و شجاعت اخلاقی او را به نمادی از کنش متعهدانه در برابر بی‌عدالتی بدل می‌سازد. در برابر، فرنگیس نمایندۀ ساحت عاطفی و درونی اثر است و در مسیر تجربۀ عشق، رنج، پشیمانی و خودآگاهی، جلوه‌هایی برجسته از انسانیت و تعالی را بازتاب می‌دهد. همچنین، دیگر فضایل مثبت‌نگر از جمله شجاعت، عدالت و خویشتن‌داری نیز در کنش‌ها، مناسبات شخصیتی و منطق روایی اثر حضوری معنادار دارند و در ارتباطی تنگاتنگ با بستر اجتماعی ـ سیاسی رمان شکل می‌گیرند. همچنین، رمان یادشده نمونه‌ای قابل‌تأمل از پیوند ادبیات با روان‌شناسی است؛ متنی که در آن، اخلاق، آگاهی، عشق و تاب‌آوری در خدمت ترسیم امکان‌های تعالی انسان قرار می‌گیرند.