بررسی بینامتنی حکایات مشترک تذکرة‌الاولیا و منطق‌الطیر عطار نیشابوری

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jpl.2017.222871.801
چکیده

عطار نیشابوری، شاعر و مؤلفی است که با قرارگرفتن در دوره­ای بین عصر سنایی و روزگار مولوی، حلقۀ اتصال آغاز و اوج مسیر عارفانۀ شعر فارسی شده است. در آثار عطار باتوجه­به آشنایی او به داستان­پردازی و استفاده از حکایات گوناگون، مشابهت­های مضمونی با یکدیگر دیده می­شود. در این پژوهش حکایات مشترک تذکرة‌الاولیا و مثنوی منطق­الطیر بررسی و برای دریافت نحوۀ ارتباط و مناسبات آنها با یکدیگر، از مباحث بینامتنی و به­ویژه نظریۀ ژرار ژنت استفاده می شود. در این نظریّه روابط بین متون بررسی شده است؛ چنان­که براساس دسته­بندی­های ارائه­شده در آن، می­توان روابط میان­بین را بررسی و تحلیل کرد. نکتۀ مهم آن است که باتوجه‌به ویژگی­های منحصربه­فرد متون ادبی زبان فارسی، می­توان از دسته‌بندی‌های پیشین فراتر رفت و برای گسترش آنها اقدام کرد. این­گونه بررسی­ها ارتباط بین آثار عطار و روش او را در نحوۀ به­کارگیری حکایات در دو کتاب مذکور روشن می­کند. همچنین آثار عطار با قرارگرفتن در جایگاه نمونه­های ادبی سبب ایجاد دسته­بندی­های تازه در حوزۀ بینامتنیت می­شوند.