خاقانی و ایماژیسم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jpl.2017.215518.735
چکیده

مکتب ایماژیسم، یکی از مکاتب ادبی است که در ادب فارسی هم ظهور قابل­توجهی دارد. تاکنون پژوهشگران علاوه بر ادب معاصر فارسی، در شعر سبک هندی نیز نمودهایی از ایماژیسم فارسی ارائه کرده­اند. ما در این پژوهش به همانندی­های موجود میان شعر خاقانی و مکتب ایماژیسم اشاره می­کنیم؛ یعنی مجموعه­ مؤلفه­هایی که باعث می­شود شعر خاقانی به­عنوان یک شاعر ایماژیست موردتوجه قرارگیرد و باتوجه­به بنیادی­ترین اصل شعر ایماژیستی، یعنی تصویر به­مثابۀ رنگ اصلی شعر، شعر خاقانی را بررسی می­کنیم و نشان می­­دهیم که در میان تمام امکانات شعری، دغدغۀ اصلی خاقانی، همانند ایماژیست­ها، تصویر (ایماژ) است. او اغلب امکانات شعری خود را درجهت آفرینش تصویر به­کارمی­گیرد و با شگردهای متنوع تصویرگری، تصویر را به مثابۀ رنگ اصلی شعر خود قرارمی­دهد. ضمن اینکه برخی از اشکالات عمدة شعر ایماژیستی مانند نبود عاطفة انسانی و عدم­امکان سرایش شعر بلند و روایی، در شعر خاقانی وجود ندارد. باتوجه­به این ویژگی­ها، می­توان شعر خاقانی را به­عنوان نمونة پیشتاز و برتر شعر ایماژیستی در ادب کلاسیک فارسی معرفی کرد.