علم منسوب به جهانبینی خاص: بررسی مسأله امکانپذیری
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیئت علمی/ دانشگاه صنعتی شریف
doi
10.22034/jpiut.2019.27618.2029چکیده
این مقاله از دو بخش عمده شکل گرفته است. در بخش نخست مقاله نشان میدهیم که برخی از مهمترین نظریههای علم در قرن بیستم یا نتوانستهاند نشان دهند که ارزشداوریها در مقام تقویم و تعیین علم اثری ندارند یا خود، نقش ارزشداوریها را در مقام تقویم و تعیین علم به رسمیت شناختهاند و در خصوص آن نظریهپردازی کردهاند. در این راستا، آرای پوزیتیویستهای منطقی، کواین، پوپر، کوهن، لاکاتوش، فایرابند و بسکار را در خصوص علم به اشاره مورد توجه قرار میدهیم. در بخش بعدی مقاله، به پاسخ این پرسش میپردازیم: آیا بر این اساس که «علم متأثر از مبانی شناختی-هنجاری الف است»، میتوان نتیجه گرفت که «علم مبتنی بر مبانی شناختی- هنجاری خاص، مانند ب، نیز قابل تولید است»؟ همچنین این پرسش مورد تأمل قرار میگیرد که آیا کثرتگرایی در مبانی شناختی- هنجاری یک اصل پسندیدة روششناختی است؟