فیزیکالیسم و اگزیستانسیالیسم
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، (تهران)، ایران
doi
10.22034/jpiut.2019.30667.2178چکیده
این مقاله به نزاع میان اگزیستانسیالیسم1 و فیزیکالیسم بر سر اصالت یا عدم اصالت «تفکر و آزادی انسان» و به تعبیری امکان یا عدم امکان تقلیل و تأویل نحوة تفکر، کنشها، انتخابها و تصمیمات آدمی بر اساس شرایط و امور فیزیکی، بیولوژیک، مغزی و نورولوژیک پرداخته است. به بیان سادهتر، نحوة تفکری که از آن، به اعتبارهایی متفاوت و در قرون هفده تا بیست، به تعابیر گوناگونی چون طبیعتگرایی (ناتورالیسم)، مادهگرایی (ماتریالیسم) و قول به اصالت امر فیزیکی (فیزیکالیسم) یاد میشود، میکوشد بر اساس روشی تقلیلگرایانه (Reductionist) حقیقت وجودی انسان و آن بارقهای را که نحوة هستی خاص آدمی است و در زبان اسطورهای افلاطون از آن به «روح»، در زبان و ادب فارسی «جان»، در زبان کانت «قوة خیال استعلایی»، در زبان کییرکهگور و اگزیستانسیالیسم «اگزیستانس»، و در زبان هایدگر «دازاین» تعبیر میگردد، به منزلة محصول و معلول امور مادی، طبیعی یا فیزیکی تلقی کرده، قدرت تفکر و توانایی انتخاب یا آزادی آدمی را نه به عنوان اموری اصیل -یعنی تقلیلناپذیر (Irreducible)- بلکه نتیجة فرعی امور طبیعی، فیزیکی و فرآیندهای بیولوژیک بنمایاند. این مقاله مدعی است که در چالش میان فیزیکالیسم و تقلیلگرایی از یکسو با اگزیستانسیالیسم و معتقدان به وجود اگزیستانس یا دازاین از سوی دیگر، چالشگاه اصلی و محل نزاع غالباً به خوبی تعیین نگشته، لذا بحث در خصوص این چالش نظری در مسیر مناسبی سیر نکرده است. نگارنده، علاوه بر کوشش به منظور نشان دادن دقیق محل نزاع مذکور، در صدد است تا اصلیترین مبانی فیزیکالیسم را مورد تردیدهای جدی قرار دهد.