مطالعه محیط های رسوبی و ترکیب شورابه دریاچه ارومیه با نگرشی بر ارائه راهکار مناسب جهت احیا
نویسندگان
1 کارشناس ارشد رسوب شناسی، مرکز زمین شناسی و اکتشافی آبادان، سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
2 پژوهشکده علوم زمین، سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
doi
10.22059/jne.2016.61884چکیده
بحران اخیر محیط زیستی و خشک شدن دریاچه ارومیه هم اکنون یکی از بزرگترین مخاطرات زمین شناختی کشور محسوب می گردد. در این پژوهش بررسی های دورسنجی در بازه زمانی 35 ساله، پردازش داده های اقلیمی 55 ساله و رابطه آن با تغییرات تراز آب دریاچه، پایش هیدروژئوشیمی دریاچه به مدت 6 سال، تهیه 23 مغزه رسوبی دست نخورده با بیشینه ژرفای 9 متر از رسوبات بستر دریاچه انجام گرفت. با توجه به نتایج بدست آمده از مغزه گیری، بخش اصلی دریاچه در حداقل 13000 سال گذشته، محیط دریاچه ای بوده و رسوبگذاری پیوسته دیده می شود. لذا تغییر اقلیم و بویژه افزایش تبخیر در سالهای اخیر اگر چه خود عاملی در کاهش تراز آب دریاچه محسوب می گردد، اما علت اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه نیست. عوامل آنتروپوژنیک (انسانی) از عوامل مهم کاهش تراز آب دریاچه ارومیه می باشد که شامل احداث میانگذر شهید کلانتری، توسعه بی رویه کشاورزی و استفاده از آب های زیر زمینی و احداث سدها است. از سوی دیگر مراحل تکاملی شورابه دریاچه ارومیه به انتها رسیده است و مقدار منیزیم شورابه بیش از سدیم گردیده است در این شرایط با افزایش بسیار زیاد میزان تبخیر، دریاچه به پلایا یا کفه نمکی شده (ضخامت زیاد نمک در بستر دریاچه به 6 متر نیز می رسد) و در معرض نابودی است. ورود آب شیرین به صورت مقطعی و نه یکباره به داخل آن، بدون کمک به احیا آن سبب از بین رفتن منابع آب می شود. لذا محدود نمودن دریاچه، برداشت نمک و استفاده اقتصادی از نمک های آن و در نتیجه کاهش بخشی از نمک دریاچه قبل از آبگیری می تواند از راهکارهای مناسب جهت احیا دریاچه باشد. بخش شمالی دریاچه بدلیل عمق ذاتی برای احیا در فاز اول و بخش جنوبی آن برای برداشت نمک و املاح اقتصادی مناسب است.