بررسی استعارههای مفهومی «زن» در شعرهای فروغ فرخزاد
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
doi
چکیده
در دیدگاه شناختی، اساس استعارهسازی تنها بر بنیاد شباهت نیست و استعاره، ریشه در اندیشه و ذهن و ادراک انسان دارد و استعارههای مفهومی، درک جدیدی از تجربه را برای انسان میسّر ساخته و معنای تازهای به آنها میدهد. در حقیقت، تجربه به مثابه یک اصل محسوب میشود که مفاهیم محیطی، طبیعی یا فرهنگی و دیگر مفاهیم موردنظر شاعر و یا نویسنده را بهواسطۀ قلمروهای مقصد و مبدأ توضیح میدهد. به این ترتیب، پژوهش متون و نوشتهها با رویکرد شناختی در زمینۀ استعاره، میتواند ما را به شناخت لایههای ذهنی و انگیزههای گزینشی استعارهها راهنمایی کند. در این مقاله، استعارههای با قلمرو مقصد زن در اشعار فروغ فرخزاد، با توجه به دیدگاه شناختی بررّسی میشود و سپس به کاوش استعارهها با توجه به نقشهای مادری، همسری و معشوقی/عاشقی با توجه به قلمروهای مبدأشان میپردازیم و سرانجام میزان خلاق یا متعارف بودن استعارهها را بررّسی میکنیم.