بررسی رابطة حالات و مقامات عرفانی با شگردهای بلاغی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه کاشان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2017.61918
چکیده

زبان عارف تنها دریچه‌ای است که از طریق آن می‌توان از فراسوی قرن‌ها به دنیای پیچیدة ذهن و ضمیر او راه بُرد. همة تجربه‌های عرفا، خود را در شعر و نثر ایشان آینگی می‌کنند، هرچه تجربه‌های عرفانی عرفا از علم‌الیقین به­سوی عین‌الیقین و حق‌الیقین پیچیده‌تر می‌شود، زبان بلاغی آنها نیز از تشبیه به سوی استعاره و نماد و تناقض، رمزگون می‌شود. ما در این نوشتار، با تبیین مبانی نظری مقامات هفت‌گانه و حالات ده‌گانة عرفانی از کتب صوفیه و برشمردن عوامل مؤثر در کیفیّت گفتار عارف، یعنی «حالت صحو یا سُکر»، «نوع حال و مقام عارف»، «گوینده و مخاطب»، «قصدِ عارف برای تعلیم یا تجربی­بودن آن» و «ساختار طبیعی زبان» به دسته‌بندی بلاغی دیگری از گزاره‌های عرفانی دست زده‌ایم. به­طورکلی در مواردی قصد عارف تعلیم است و لذا بیانش «تشبیه و تمثیل­محور» و برخی احوالِ عاشق و معشوق، شهودمحور و به­تبع آن، بیان «استعاره محور» است؛ در مواردی مقامات و اطوار متقابلِ عاشق و معشوق، رفتارمحور و به­تبع آن، بیان «کنایه محور» می­شود و در برخی حالات و مقامات، کلام حاصل بی‌خویشی و فناست و لذا «تناقض‎گونه و رمزمحور» است.