پیچیدگی امور و دشواری تبیین علّی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/jpiut.2019.32299.2260چکیده
معمولاً تبیین علمی برابر با شناخت علل دانسته میشود. برخی به دلایلی در اینْ تردید روا داشتهاند، با وجود این بهنظر میرسد که هم در تأملات عقل سلیم و هم در بررسی عمیق و تخصصی شناخت، کماکان روال غالب به نفع این فتوا میدهد که ما به ازای درک تبیینی اغلب همان تعلیل یا کاوش علل است، اما علتکاوی و علتیابی کار آسانی نیست. این مقاله در مقام تقویت این ایده است که مشکل اصلی تبیین علّی در دنیای علم بیشتر مشکلی عملیاتی ناشی از دشواری تشخیص شبکۀ علل است، نه خود اصل علیت و ارزش معرفتشناختی آن. دشواری اصلی تبیین علّی و پیشبینیبردار برآیند، یا تعیین برونداد و معلول نهایی، عمدتاً نهفته در کثرت، تنوع، همکنش، و دینامیزم علل و عوامل دخیل در یک فرایند علّی است، که شبکهای میسازد که تشخیص و تفکیک و تجمیع و برآورد و محاسبه بردارهای مؤثر در آن اغلب دشوار و گاهی عملاً ناممکن مینماید. رشد کند علم (نه فناوری)، حضور نظریههای رقیب، نگاه احتمالاتی، و تبیینهای موقت و مردد و کم توان در علم بیشتر به این دشواری آزمایشگاهی مربوط است تا به مشکل معرفتشناختی اصل علیت.