تأثیر انتخابات ریاستجمهوری بر مدیریت سود با نقش تعدیلکنندگی ساختار مالکیت
نویسندگان
1 دانشجو ی ارشد حسابداری دانشگاه مازندران
2 گروه حسابداری دانشگاه مازندران
doi
10.22054/qjma.2025.82668.2627چکیده
چکیده تأثیر عامل سیاست و نظارت سیاسی بر بازار سرمایه سبب شده تا سهم زیادی از پژوهشهای حسابداری و مالی با مباحث سیاسی مرتبط باشد. به همین جهت پژوهش حاضر درصدد بوده است تا تأثیر انتخابات ریاستجمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی را با درنظرگیری نقش تعدیلکنندگی "ساختار مالکیت" به دلیل اهمیت آن مورد بررسی قرار دهد. به این منظور اطلاعات مربوط به 122 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران به روش حذف سیستماتیک طی سالهای 1384- 1401 انتخاب شده و به روش همبستگی - رگرسیونی چندگانه مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتهاست. یافتهها نشان داده است، انتخابات ریاستجمهوری تأثیر منفی و معناداری بر میزان مدیریت سود تعهدی و واقعی شرکتها دارد. همچنین با تفکیک صنایع بر اساس ویژگی سیاسی نشان داده شد که در سالهای انتخابات ریاستجمهوری، صنایع سیاسی از طریق مدیریت سود تعهدی و صنایع غیرسیاسی از طریق مدیریت سود واقعی اقدام به مدیریت سود مینمایند. همچنین یافتهها نشان داده است که ساختار مالکیت (میزان مالکیت نهادهای سرمایهگذار) نقش تعدیلگری در اثر انتخابات ریاستجمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی ندارد. این یافتههانشان میدهد که در زمان انتخابات ریاستجمهوری به دلیل افزایش حساسیت و نظارت ارکان مختلف اجتماعی و سیاسی بر عملکرد مدیران "هزینۀ سیاسی" افزایش مییابد که این افزایش موجب کاهش مدیریت سود (تعهدی و واقعی) در شرکتها میشود.