تقابلهای همجوار؛ عنصری بلاغی و معنیساز در مثنوی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jpl.2016.59568چکیده
«تقابلهای همجوار» (همنشینی دو رکن متقابل)، اصطلاحی است در پیوند با علم معانی نحو. این اصطلاح، هنرسازهای پنهان در مثنوی است که در این نوشتار براساس نظریة نظم (ساخت) و علم معانی نحو، ساختهای گوناگون و الگوهای متنوع آن تبیین و تحلیل شدهاست؛ ازجملة این الگوهای تقابلی عبارتاند از: تقابلهای همجوار در یک جمله با هویّت دستوری یکسان (تقابلهای معطوف، تقابلهای همجوار مضاف و مضافٌإلیهی و موصوف و صفتی)، تقابلهای همجوار در یک جمله با هویّت دستوری ناهمسان و تقابلهای همجوار در دو جمله شامل تقابلهای عطفی و غیرعطفی. همراهی این الگوها با دیگر عناصر زیباییشناسی چون انواع آرایههای بلاغی و موسیقی کلام، بر ظرفیّت معنایی و حسن بلاغی آنها میافزاید. این گونهگونی موجب پویایی زبانی، بلاغی و معنایی هر چه بیشتر شعر مولانا شده است. بسامد فراوان این هنرسازه، ویژگیای سبکی در شعر مولانا آفریده است و گذشته از تأثیر بلاغی و زیباشناسانه در القای زمینة معنایی سخن، بهویژه در اندیشههای بنیادین ذهن مولانا مؤثر است. در این نوشتار، تقابلهای همجوار معرفی و ساختار نحوی ابیاتی که شامل این هنرسازهاند، تحلیل زیباشناسی شدهاند.