درد مزمن، خودکارآمدی درد و افکار خودکشی: نقش تعدیل کننده ی خودکارآمدی درد بر رابطه ی بین افسردگی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشگاه شاهد، تهران

doi
10.22038/jfmh.2012.985
چکیده

یکی از نتایج زیان‌بخش درد مزمن، افزایش قابل ملاحظه‌ی افکار و رفتارهای خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی بین افسردگی، خودکارآمدی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن انجام گرفت. روش‌کار: در این پژوهش توصیفی‌همبستگی، در بهار تا تابستان 1389، 264 بیمار مبتلا به درد مزمن به شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس‌های افکار خودکشی، افسردگی و خودکارآمدی را کامل کردند. داده‌ها با استفاده از روش‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی، تحلیل گردیدند. یافته‌ ها: همبستگی مثبت و معنی‌داری بین افکار خودکشی و افسردگی          (01/0P<، 56/0=r) و همبستگی منفی و معنی‌داری بین افکار خودکشی و خودکارآمدی (01/0P<، 36/0-=r) وجود داشت. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد که خودکارآمدی در رابطه‌ی بین افسردگی و افکار خودکشی، نقش تعدیل‌کننده را ایفا می‌کند. نتیجه ‌گیری: رابطه‌ی معنی‌داری بین افسردگی و افکار خودکشی در بیماران درد مزمن وجود دارد و خودکارآمدی می‌تواند چنین رابطه‌ای را تعدیل کند. بنابراین، آن گروه از برنامه‌های درمانی که علاوه بر اعاده‌ی خلق بهنجار بیماران، افزایش احساس خودکارآمدی مرتبط با درد را در دستور کار خود قرار می‌دهند احتمالا قادر هستند در کاهش شدت افکار خودکشی بیماران مبتلا به درد مزمن عملکرد موثرتری داشته باشند.