حقوق و اخلاق، از تلاقی تا تفاهم

نویسندگان
doi
10.30497/law.2012.1020
چکیده

سابقه نهادهای حقوق و اخلاق و رابطه میان آن‌ها هم‌زمان با پیدایش انسان است، اما این پیشینه طولانی مانع از اختلاف‌نظرهای گسترده درباره نوع و میزان ارتباط این دو نهاد نشده و هنوز توافقی پایدار میان اندیشمندان در این زمینه حاصل نشده است. حقوق و اخلاق با وجود اشتراک در اهداف و گستره، در همان حوزه‌ها نیز تفاوت‌های اساسی دارند و این تفاوت‌ها لزوم سازوکارهای ویژه برای تحقق هر یک را ایجاب می‌کند. دیدگاه‌های موجود در خصوص نسبت میان این دو نهاد را می‌توان ذیل دو رویکرد کلی جای داد: «حمایت حداکثری حقوق کیفری از اخلاق» و «حمایت حداقلی آن». در رویکرد نخست، حقوق کیفری موظف به پاسداری گسترده از اخلاق دانسته می‌شود، در حالی که در دیدگاه دوم، این حمایت تنها در موارد ضروری و اجتناب‌ناپذیر پذیرفته شده و برای سایر موارد، راهکارهای جایگزین پیشنهاد می‌شود. در میان این دو دیدگاه، نظریه‌ای بنیادین نیز وجود دارد که میان مقام ثبوت و اثبات تفکیک قائل می‌شود: در مقام ثبوت، از حمایت حداکثری حقوق از اخلاق برای حاکم سخن می‌گوید و در مقام اثبات، حمایت را تابع مقتضیات زمان و شرایط اجتماعی و بر پایه تشخیص حاکم می‌داند. این دیدگاه که بر قاعده «التعزیر لکل عمل محرم» استوار است، بیانگر نظریه اسلام در تنظیم نسبت میان حقوق و اخلاق می‌باشد.