غربستیزی در آثار داستانی هدایت، آلاحمد و ساعدی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22059/jpl.2016.57805چکیده
در تاریخ روشنفکری جهان، نوعی گفتمان ستیزهجویانه در بین روشنفکران شکلگرفته است. در ایران نیز در دورۀ پهلوی اول در میان روشنفکران، انگلیسستیزی و بعد از شهریور بیست، آمریکاستیزی مشهود است. غربستیزی روشنفکران غرب، به مفهوم افشای رفتار ناعادلانة غربی برای غیر غربیهاست و چامسکی آن را از مؤلفههای روشنفکری میداند. غربستیزی بهعنوان مؤلفهای از گفتمان روشنفکری، در برخی از آثار داستانی بعضی از نویسندگان نمود یافته است. در این نوشتار براساس روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات اسنادی و کتابخانهای، مؤلفۀ غربستیزی در مفهوم هرگونه بیگانهستیزی و سلطهستیزی، در آثار داستانی هدایت، آلاحمد و ساعدی بازتاب داده شده است. از دلایل وجود گفتمان غربستیزی در ایران، میتوان به احساس حقارت ایرانی در مقابل عظمت تاریخ و تمدن و هویت و فرهنگ اصیل گذشتۀ خود، انتقاد و نگرش بدبینانه به غرب به دلیل سوابق ننگین استعمار و یأس حاکم بر روشنفکران بعد از کودتای 28 مرداد اشاره کرد. هدایت در بعضی از نوشتههایش از تبلیغات آمریکایی انتقاد و رفتار غیرانسانی آن را افشا میکند. غربستیزی آلاحمد در نگرش انتقادی او از استثمار کشورش به دست بیگانگان و انتقاد او از مظاهر تمدن غرب و آمریکاستیزی نمود مییابد. غربستیزی ساعدی به شکل استعمارستیزی، آمریکاستیزی و روسیهستیزی نمود یافته است.