تقابل بخردی (خیر) و نابخردی (شر)، بنمایة بنیادی قصههای پیامبران در قرآن
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jpl.2016.57808چکیده
قصه در تاریخ فرهنگ بشری به مثابة وجودی حاضر و غایب است و تقریباً همة ادیان و کیشهای توحیدی و غیرتوحیدی در کتابهای مقدس خویش از آن برای ابلاغ پیام و آموزههای خود بهره جستهاند تا آنجا که میتوان قرآن کریم، معجزة جاویدان دین اسلام را، «قصهگویی» اعصار خواند. قرآن به دلیل تنوع مخاطبان از قالب قصه به ویژه قصههای پیامبران برای تقویت باورهای دینی و الگوسازی و معرفی اسوه و آشنایی مسلمانان با سنتهای اسلامی و تربیت و ترغیب آنان به تدبر و مشاهدة آیات الهی و جلوههای متکثّر آفرینش و عبرتآموزی، غایت بهره را میبرد. قصه یکی از ابزارهای مهم برای ابلاغ دعوت به وحدانیت خدا از طریق تصویر احوال و انبیای پیشین و جلوههای روز قیامت و بهشت و دوزخ است. بنمایة اصلی قرآن و قصههای پیامبران آن، تقابل خیر و شر یا به عبارت دیگر، دیالکتیک بخردی و نابخردی است. در این مقال بر آن هستیم که این بنمایه یا استعارة مفهومی را در قصههای قرآن واکاویم؛ لذا ابتدا واژة ظلم را از نظر لغوی در قرآن بررسی میکنیم و آنگاه جلوههای مختلف این فراروایت را در آن تبیین خواهیم کرد.