مطالعه‌ی تصویر دهه‌ی بیست جنوب ایران در رمان همسایه‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2016.57810
چکیده

 یکی از مسائلی که در خوانش یک اثر ادبی مورد توجه قرار می­گیرد، بررسی نحوه بازخورد تصویر اجتماع و روابط مختلف موجود در جامعه در دنیای تخیل نویسنده است. آن­چه در ذهن نویسنده می‏گذرد بی‏تردید از برداشت‏ها، قضاوت‏ها و احتمالا ایدئولوژی‏های سیاسی اجتماعی زمان او خالی نیست. احمد محمود، نویسندة نام آشنای خطة جنوب، در رمان همسایه­ها با نگاه واقع­گرایانة خود توانسته است با نشان دادن مراحل رشد و تکوین یک نوجوان بر گسترة روزگار ملی شدن صنعت نفت و دورة فعالیت­های حزبی، دغدغه­های نسلی را عیان کند. آشنایی همه جانبة نویسنده با اقلیم و فضای روزگار داستان، خلق زبان و توصیفات قوی، شخصیت­های ملموس و دوست داشتنی، روایت خطی و پرکشش، نمایش واقعی و باورپذیر از فرهنگ و عقاید و گرفتاری­های مردم و ارائة تصویری صادقانه از وقایع سیاسی دورة ملی شدن صنعت نفت، از مهم­ترین شاخصه­های این اثر است. «خالد» در رمان همسایه­ها در حقیقت نماد ملتی است که روزگاری طولانی گرفتار استعمار بیگانه بوده و حقوق خویش را نشناخته است، اما سرانجام به آن مرحله از شناخت می­رسد که  در راه ملی­گرایی حقیقی خود،  با جهل، فقر و ظلم مبارزه می­کند.