ابنحاجب در اشارهای داستانی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jpl.2016.57811چکیده
در برخی متنهای ادبی فارسی تعبیری مَثَلگونه به کار رفته است که تاکنون در هیچیک از فرهنگهای فارسی، از قبیل لغتنامه و منابع امثال و حکم مدخل نشده و مغفول مانده است. بر همین اساس، به نظر میرسد به توضیحی نیاز دارد. این تعبیر در دیوان ادیبالممالک فراهانی، قاآنی شیرازی و تقی دانش، به صورتهای «برّۀ ابنحاجب»، «میشِ ابنحاجب» و «گوسفندِ ابنحاجب» آمده است. مقالۀ حاضر ریشۀ داستانیـتاریخی این تعبیر را بررسی میکند و نشان میدهد که منظور از ابنحاجبِ مذکور، ابنحاجب نحوی، صاحب شافیه و کافیه، زیسته در قرن ششم و هفتم هجری قمری است که در حکایتی افسانهوار با خواجه نصیرالدّین طوسی ارتباط مییابد. بر اساس این حکایت، پس از فتح بغداد به دست هلاکو و سقوط خلافت عبّاسیان، ابنحاجب که با خواجه نصیرالدّین سابقۀ عداوتی داشت، از بیم وی پنهان شده بود و خواجه نصیرالدّین با ترفندی خاصّ و با استفاده از گوسفندانی که به اهل هر خانه در بغداد سپرده بود، موفّق شد ابنحاجب را بیابد. همچنین مجعول بودن این حکایت با ذکر دلایلی در طی مقاله روشن شده است.