روش‌شناسی هجویری در تعریف و نقد اصطلاحات تصوف

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

doi
10.22059/jpl.2016.57812
چکیده

هجویری در تعاریف خود از مبانی و اصطلاحات تصوف، ضمن پایبندی به سنت­های پیشین از روشی خاص نیز بهره گرفته است که می­تواند تفاوت­های نگاه وی به این مقولات را توجیه کند. هدف این مقاله بررسی اصول روش­شناختی هجویری به منظور تحلیل رویکرد وی در تعریف اصطلاحات تصوف است. مهم­ترین اصول روش­شناختی در کشف ­المحجوب عبارت از محوریت فنا و تأکید بر محدودیت­های ذاتی بشری است. هجویری در بخش­های مختلف تعریف، تفسیر، مقایسه و نقد اصطلاحات تصوف، با تکیه بر یکی از این اصول دیدگاه­های خود را بیان کرده است. وی در تعریف اصطلاحات و در نقد کارآیی آنها، بیشتر بر اصل نخست؛ در نقد تعاریف دیگران، بیشتر بر اصل دوم و در مقایسة اصطلاحات، بر هر دو اصل تکیه می­کند. اصول یاد شده به تأویل­های هجویری از آیات، تمثیل­ها و داستان­واره­ها نیز جهت می­دهد. این اصول، ارتباطی معنایی را میان اصطلاحات تصوف در کشف ­المحجوب آشکار می­کند و نگاه هجویری را در مرز دو وجه تعریف­پذیری و تعریف­ناپذیری اصطلاحات در نوسان نگاه می­دارد.