بررسی ظرفیت‌های نمایشی حکایت «زن پارسا»ی الهی‌نامه عطار برای اقتباس نمایشنامه

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

2 عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jpl.2015.56609
چکیده

نگاهی به سابقة اقتباس از متون ادبی در هنرهای نمایشی­ ازجمله سینما، تلویزیون و تئاتر در جهان نشان می­دهد که اقتباس می­تواند خلأهای متنی موجود در بخش تئاتر و سایر انواع نمایش را به بهترین وجه پر کند. در ادبیات فارسی، به ­رغم توصیفی بودن متون ادبی، کم نیستند آثاری که ظرفیت­های نمایشی زیادی دارند و می­توان با بهره­گیری از آن­ها به غنای متون نمایشی افزود. یکی از این آثار که به دلیل شهرت منطق‌الطیر و تذکرةالاولیاء، ارزش‌های ادبی و هنری آن کمتر شناخته ‌شده، الهی‌نامة عطار نیشابوری است. این اثر سرشار از حکایت‌های داستانی است که برخی از آن­ها از ظرفیت‌های نمایشی بسیاری برخوردارند و تاکنون موردتوجه پژوهشگران قرار نگرفته­اند. در این مقاله با تکیه بر جایگاه و اهمیت اقتباس از آثار ادبی، به روش توصیفی-تحلیلی و براساس تعریف قرن هجدهمی از تئاتر ارسطویی، ظرفیت‌های نمایشی حکایت زن پارسا بررسی و وجوه معنایی و ویژگی­های ساختاری و ... آن، به­عنوان زمینه­ای مناسب برای اقتباس تحلیل می‌شود.