تمثیلها و برخی مضامین مشترک مثنوی و حدیقه
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه فنی و حرفهای
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز
3 دانشیار دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpl.2015.54151چکیده
قرن شش و هفت هجری، از دورههای بسیار درخشان زبان و ادبیّات فارسی، بهویژه در حوزۀ شعر عرفانی است که ظهور و تکامل و اوج آن به دست سه تن از شاعران بزرگ عارف ایرانی ـ اسلامی (سنایی، عطّار، مولوی) رقم میخورد. درک و احساس نزدیک به هم در این سه تن دربارۀ خدا و جهان و... منظومۀ فکری واحدی را تشکیل میدهد تا جایی که درک و فهم آثار هر یک از این سه فرد، منوط به فهم آثار دیگری است با رنگ و تشخّص ویژۀ هر یک از این سه تن. در مقالۀ حاضر، با تکیه بر مثنوی مولانا و حدیقهی سنایی، در حدّ گنجایش مقاله، به نمونههایی از پیوستگیها و اقتباسهای مولانا از اندیشه و آثار و تمثیلهای سنایی در حدیقه اشاره شده است. مولوی نهتنها در اندیشه، بلکه در شیوۀ بیان مطلب نیز در بسیاری موارد از سنایی الهام گرفته است. در این باره هم تقدّم فضل از سنایی و تعالی از مولوی است. مولوی، دقایق و غوامض و رموز سلوک عرفانی را با زبان مردمپسند و بسیار اقناعی بیان میکند و زبان سنایی در حدیقه فارغ از فخامت ادبی، ویژگیهای خاصّ خود را دارد.