حرکت در مجردات بر پایه مبانی فلسفه اسلامی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه جامعه الزهرا (س)، قم

doi
10.22034/jpiut.2019.8012
چکیده

از جمله موضوعات پیچیده در مباحث تغیر و حرکت، امکان حرکت (سیلان وجود جوهری یا عرضی شیء) در مجردات (چیزی که نه تنها جسم نیست، بدون وجود جسم و تعلق به آن نیز می­تواند باقی بماند) است. آیا می­توان بر پایه مبانی موجود در فلسفه، وجهی را برای توجیه و تبیین حرکت در مجردات یافت؟ به نظر می­رسد با توجه به معنای «اتصاف» در «قبول و بالقوه بودن»، می­توان گفت: واقعیت بسیط سیالی که در حال حرکت است، هرچند بسیط است، هر جزء فرضی­اش، با اینکه فی­نفسه بالفعل است، خود بعینه نسبت به جزء بعدی خود بالقوه است و با انعدام جزء بالقوه (قابل فرضی)، جزء دیگری از واقعیت سیال تحقق می­یابد. لذا لازم نیست که واقعیت سیال در حال حرکت، مرکبی شامل هیولا و یا بسیطی حال در هیولا یا متعلق به آن باشد. بنابراین موجودات مجرد که وجودی بسیط دارند و ارتباطی با هیولا ندارند نیز می­توانند در عین بساطت وجود، دارای قوه، حرکت و سیلان در وجود باشند