نکتهای چند دربارۀ تحوّل شکلی و معنایی ساقینامهها (با تأکید بر تذکرۀ میخانه)
نویسندگان
1 سیّد مرتضی میرهاشمی دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jpl.2015.54167چکیده
یکی از موضوعات شعری در ادب فارسی، ساقینامهسرایی است. این موضوع ادبی که با نظامی گنجوی و چهبسا با الهام گرفتن وی از اشعار موسوم به خمریّات ـ که البتّه پیشتر سابقهای هم داشته است ـ پدید آمد، پس از نظامی مورد توجّه گویندگان مختلف در اعصار گوناگون قرار گرفت و در عین حال دچار تغییرات و تحوّلاتی شد. بررسی و مطالعه دربارۀ این تحوّلات که آن را میتوان به سه بخشِ تحوّل در قالب (استفاده از بعضی قالبهای دیگر چون ترجیعبند و ترکیببند)، تحوّل در معنا (گنجاندن موضوعات دیگر در ساقینامهها که پیشتر سابقه ای نداشت)، تحوّل در تصاویر و تعابیر شاعرانه (ساختن تعابیر و تصاویر تازه بهخصوص برای میِ معهود در ساقینامهها) تقسیم کرد؛ موضوعی که در این مقاله بدان پرداخته شده است. تلاش ذهنی گویندگان ادوار مختلف در ایجاد این تحوّلاتْ کمابیش مشهود است، امّا در این میان، تنوّعجویی برخی از شاعران عصر صفوی، آبورنگ دیگری دارد که بیتردید حاصل تأثیرپذیری از سبک شعری تازه (سبک اصفهانی یا هندی) آن عصر است.