مقایسه ی ویژگی‌های جمعیت شناختی، روان شناختی و مراقبت بیمارستانی در بیماران واجد و فاقد اختلالات روانی پس از آسیب مغزی تروماتیک

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روان شناسی، دانشگاه گیلان

doi
10.22038/jfmh.2011.1026
چکیده

سئوال اصلی پژوهش حاضر این است که چرا برخی از بیماران دچار آسیب مغزی تروماتیک (TBI) پس از فروکش کردن مشکلات جسمی، گرفتار اختلالات روانی ثانوی بر TBI می‌شوند و برخی دیگر این تشخیص را دریافت نمی‌کنند. روش‌کار: در این پژوهش که از فروردین تا بهمن‌ماه 1388 در مرکز آموزشی درمانی پورسینای شهرستان رشت انجام شد، 238 بیمار دچار TBI‏ (43 زن و 195 مرد) طی یک مطالعه‌ی توصیفی‌طولی به شیوه‌ی نمونه‌گیری غیراحتمالی و پیاپی با ابزارهای مقیاس اغمای گلاسگو، مقیاس پیامد گلاسکو، خرده‌مقیاس‌های تکمیل تصاویر و گنجینه‌ی ‌واژگان آزمون هوشی تجدیدنظر شده‌ی بزرگسالان وکسلر، معاینه‌ی مختصر وضعیت روانی و پرسش‌نامه‌ی سلامت عمومی 28 موردی تحت ارزیابی‌های جراحی اعصاب و روان‌شناختی قرار گرفتند. پس از گذشت 4 ماه  پی‌گیری 1/65 درصد (155 نفر) جهت تعیین ماهیت اختلال روانی ناشی از TBI با استفاده از چک لیست مصاحبه‌ی ساختار یافته‌ی بالینی بر پایه‌ی ضوابط تشخیصی چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی به یک روان‌پزشک ارجاع شدند. یافته‌ ها: بین دو گروه بیماران واجد و فاقد اختلالات روانی 4 ماه پس از TBI از نظر متغیرهای سطح هوشیاری (001/0P<)، مدت زمان نقص هوشیاری (003/0>P)، مدت زمان بستری در بخش‌ ویژه (005/0>P)، مجموع مدت بستری در بیمارستان (013/0P<) و سطح سازش‌یافتگی عمومی پس از تروما (0001/0P<) تفاوت معنی‌دار وجود دارد. نتیجه‌ گیری: با طراحی برنامه‌های مداخله‌ای موثر و گنجاندن آن در فرآیند توانبخشی ‏عصبی‌رفتاری پس از ‏TBI‏ ‏و نیز ارزیابی این بیماران حداقل در مقطع زمانی 4 ماهه پس از تروما می‌توان خطر بروز اختلالات روانی را کاهش داد.