شیوههای پایانبندی در داستانهای مثنوی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی سینای همدان
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی سینای همدان
doi
10.22059/jpl.2014.50301چکیده
پایانبندی داستان، یکی از عناصری است که جهتگیری نوینی به نقد ادبی داده است. هنر داستانپردازی مولانا در میان شاعران و نوابغ ایرانی تقریباً بینظیر است. شگردهای روایی در مثنوی، ساختار و محتوای این اثر سترگ را در هم تنیده است. یکی از شاخصههای زیباییشناختی که در داستانهای مثنوی چشمگیر است، همین شیوة پایانبندی است. در پژوهش حاضر، شیوههای پایانبندی در شش دفتر مثنوی بررسی شده و مواردی که برجستگی بیشتری دارد، مورد درنگ قرار گرفته است. این پایانبندیهای منحصربهفرد مولانا را میتوان با توجّه به تداعی معانی، طرح، توجّه به مخاطب و گفتوگو ـ که در متون دیگر بیسابقه است ـ و چندآوا بودن روایت، تبیین کرد. پایان هر داستان به گونهای است که مخاطب را به ادامة داستان بعدی ترغیب میکند و هدف اصلی هر داستان را ـ که ایجاد کنش و انگیزه در خواننده است ـ در مخاطب برمیانگیزد. شیوة پایانبندیهای مولانا در داستانهای مثنوی، به گونهای عمیق با نیّت ادبی در متن و محتوای ساختاری آن در پیوند است.