داستانوارگی در غزلیّات شمس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی
doi
10.22059/jpl.2014.50319چکیده
غزلیّات مولانا بارها و بارها از جهات مختلف مورد بررسی و تحلیل بزرگان و ادیبان مختلف قرار گرفته است. با توجّه به ساختار غزل و ویژگیهای آن به عنوان یک قالب شعری و سیر تحوّل و تکامل آن از ابتدا تا عصر مولانا، درمییابیم که مولوی در غزلیّاتش گویی نوع تازهای از غزلداستانی و روایی را ـ که پیش از او سنایی و عطّار بدان پرداخته بودند ـ به نمایش میگذارد. اینکه مولانا از چه تمهیدات و شگردهایی برای بارورسازی غزل به عنوان بستری داستانی سود جسته است و اینکه غزلداستانهای او چند گونه هستند و هر یک چه ویژگیهایی دارند، از جمله پرسشهایی است که محور اصلی این مقاله را تشکیل میدهد.