جمالپرستی در شعر و اندیشۀ اسیری لاهیجی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
2 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
3 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
doi
10.71594/lyriclit.2024.1194957چکیده
جمالپرستی در عرفان ایرانی- اسلامی با استفاده از دستاوردهای حکمت یونانی و اشراق شرقی، بهویژه استفاده از حکمت ایران باستان، در قرون نخستین اسلامی شکلگرفته و با استفاده از تعالیم اسلامی به مکتب بزرگی در عرفان اسلامی تبدیلشده است. اسیري پیرو مکتب جمالپرستی و شاهدبازي و رندي و قلندري و اهل فتوّت است. وی معتقد به انعکاس جمال حق در سایر مخلوقات بهویژه معشوق زمینی است. در این مقاله کوشیدهایم با بررسی آثار و اندیشههای اسیری لاهیجی دیدگاه او را در خصوص مفاهیم زیبایی، زیباییپرستی و مکتب جمال واکاوی کنیم. پرسش اصلی پژوهش این است که نگاه اسیری به مکتب جمالپرستی چگونه است و آن را در آثار خود چگونه بیان کرده است؟ هدف اصلی پژوهش استخراج، تحلیل و بررسی اندیشههای جمالپرستانه در آثار اسیری لاهیجی است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و با ابزار کتابخانه و مطالعۀ کتابها، مقالات و اسناد مکتوب مرتبط با موضوع پژوهش انجام شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد اسیری پیرو مکتب جمالپرستی در عرفان اسلامی است و به همین دلیل مهمترین مضـمون در اشـعار او مربـوط بـه عشـق اسـت؛ کـه فلسـفهاي خـاص را نشـان مـیدهـد. وی همـۀ ذرات هسـتی را مسـت از عشـق الهـی میداند. عشـق او کـه زاییـدة زیبـایی اسـت، تنهـا بـه عشـق حقیقـی و الهـی محـدود نمـیشـود و چـون دیگـر بزرگـان مکتـب جمال همۀ زیباییهـاي دنیـا را جلـوة آن جمـال مـیدانـد و عشـق و جمـال زمینـی را هـم عشـق حقیقـی بـه شـمار مـیآورد.