واکاوی عنصر شخصیّت در رویکرد‌‌های ساختارگرایی (مطالعۀ موردی: هفت پیکر نظامی)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات عربی دانشگاه تهران

2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22059/jpl.2014.50474
چکیده

هفت پیکر یا بهرام‌نامه، چهارمین منظومة نظامی از نظر ترتیب زمانی، و یکی از دو شاهکار او در کنار خسرو و شیرین از لحاظ کیفیّت است. این اثر، دو بخش کلّی دارد: بخش اوّل مربوط به بهرام است که روایتی تاریخ‌‌گونه دارد، و بخش دومْ روایت‌هایی اپیزودیک از زبان هفت همسر بهرام است. ساختار این اثر، تحلیل ادبی آن را از دیدگاه مکتب روایت‌‌شناسی ساختارگرا ممکن می‌‌سازد. در تحلیل ساختاری روایت، شخصیّتْ دیگر به عنوان فردِ انسانیِ واقعی در متن وجود ندارد،‌ بلکه مجموعه‌ای از کنش‌ها و تصاویر و نشانه‌های زبانی است. شخصیّت‌ها در داستان‌‌های هفت پیکر، موقعیّت ممتاز و جایگاه کانونی‌‌شان را در روایت‌ها از دست می‌دهند و متنیّت می‌‌یابند، به‌نحوی‌که آنها را می‌‌توان مستوفا و جدا از زمینه و بافتارشان، مورد بحث قرار داد. در این مقاله، ابتدا کلمة «شخصیّت» را در رویکردهای ساختارگرا بررسی می‌‌کنیم، و آنگاه آن را به مثابة یک عنصر روایی تحلیل خواهیم کرد. آن‌گاه بازنمایی شخصیّت به شکل مستقیم و غیرمستقیم، منابع و نیز نمودگارهای آن در هفت پیکر نظامی در قالب کنش، نام و عنوان، محیط، زبان و ظاهر بیرونی نشان داده می‌‌شود.