ارزیابی خطر بوم شناختی عناصر سمّی در خاک سطحی برای برخی از گروه های جانوری (مطالعۀ موردی: استان گلستان)
نویسندگان
1 گروه محیطزیست، دانشکدۀ منابعطبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان
2 گروه خاکشناسی، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه صنعتی شاهرود
3 گروه زمین شناسی، دانشکدۀ علوم، دانشگاه فردوسی مشهد
4 گروه محیطزیست، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان
doi
10.22059/jne.2015.55757چکیده
روشهای ارزیابی خطر بومشناختی متعددی طی دهههای گذشته در سراسر جهان بهمنظور ارزیابی آثار آلایندهها بر پذیرندههای مختلف مانند گونههای مختلف حیات وحش توسعه یافتهاند اما تا کنون چنین روشهایی بهندرت برای تعیین خطرهای بالقوۀ بومشناختی در ایران استفاده شدهاند. بنابراین، در این مطالعه یکی از این روشها (Eco-SSLs) بهمنظور تعیین خطر بومشناختی برای گروههای مختلف حیات وحش استفاده میشود. به همین منظور 216 نمونه خاک سطحی (عمق 0ـ 30 سانتیمتر) از سطح استان گلستان در شمال ایران با توجه به نقشههای خاکشناسی، زمینشناسی، کاربری اراضی، و نیز توزیع منابع آلاینده شامل موقعیت معادن، صنایع، شبکۀ جادههای اصلی، محلهای دفن زباله، زمینهای کشاورزی جمعآوری شد و برای تعیین غلظت کل آرسنیک، کادمیوم، مس، منگنز و روی هضم شد. کریجینگ معمولی برای تخمین غلظت فلزات استفاده شد. سپس نقشههای غلظت عناصر بهمنظور تهیۀ نقشۀ خطر بومشناختی فلزات سنگین براساس روش Eco-SSLs سازمان حفاظت از محیط زیست امریکا بهمنظور ارزیابی خطرهای بومشناختی این فلزات برای گیاهان، بیمهرگان و مهرهداران استفاده شد. نتایج نشان داد که غلظت میانگین آرسنیک، کادمیوم، مس، منگنز و روی در خاک گلستان بهترتیب عبارتاند از : 1/9، 12/0، 42/24، 31/700 و 08/82 میلیگرم بر کیلوگرم است، که بیشتر از غلظتهای پایه در استان هستند و میانگین غلظتها کمتر از سطوح بالقوه اثرگذارند. در میان عناصر، منگنز و روی خطر بومشناختی بیشتری نسبت به سایر عناصر داشتند. ارزیابی خطر بومشناختی نشان داد که استان گلستان خطر بومشناختی جدی ندارد. اگرچه نقشههای خطر مبتنی بر روش Eco-SSLs نشان داد که حیات وحش ممکن است تا حدودی در خطر باشند، کارایی روش Eco-SSLs مورد تردید است و اگرچه این روش استاندارد علمی خوبی دارد، به نظر میرسد قبل از استفاده در ایران به اصلاح نیاز دارد.