نقش قرآن در جهان‌بینی عرفانی و تأثیر آن در مثنوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی

doi
10.22059/jpl.2013.35904
چکیده

بخش عظیمی از معارف و علوم اسلامی، جویبارهایی از بحر بیکران قرآن مجیدند. عرفان اسلامی هم که هدفش فهم باطن قرآن است، یکی از این جویبارهاست که در سایة آیات این کتاب آسمانی بالیده است. مثنوی مولانا، شاهکار پیوند عرفان نظری و عملی، نیز هم از جهت صوری و ساختاری و هم از نظر محتوا، از این تأثیر بر کنار نمانده است. مثنوی چون قرآن برای بیان معانی بلند، تمثیل را برگزیده و علاوه بر آن، مولوی از نظر حجم هم به قرآن اقتدا کرده است. وی گاه قصّه‌ای را به شیوة اطناب بیان کرده همچون قصّة موسی، و گاه قصّه و تمثیلی را فقط یک بار و گاه مکرّر آورده که در تمام موارد، از الگوی قرآن پیروی کرده است. علاوه بر این، مولوی نوعی تأثیرپذیری نامرئی نیز از قرآن دارد که ظاهراً ردّ پایی از خود به‌جا نمی‌گذارد، ولی با تأمّل بیشتر می‌توان به آنها هم پی برد. در این مقاله، به موارد مختلف این‌گونه تأثیر‌پذیریـ اعمّ از ساختار و محتوا و... ـ اشاره می‌شود.