تحلیل عناصر ناتورالیستی در داستان‌های محمود دولت‌آبادی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی سینای همدان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی

doi
10.22059/jpl.2013.35917
چکیده

داستان‌های محمود دولت‌آبادی به مثابۀ منشوری است که از زوایای مختلف قابل بحث و بررسی است. در آثار او رگه‌هایی از اندیشه‌های رئالیستی‏‏‏، ناتورالیستی، و گاه سورئالیستی دیده می‌شود. به علّت گسترۀ وسیع موضوع‏، در مقالۀ حاضر فقط به برخی از اندیشه‌های «ناتورالیستی» محمود دولت‌آبادی می‌پردازیم. ناتورالیسم، شکل افراطی واقع‌گرایی شمرده می‌شود. این مکتب ادبی، نظریّه‌ای است که کردار و گرایش و اندیشه را زاییدۀ غرایز و امیال طبیعی می‌داند و به هیچ رویداد یا پدیدۀ فوق طبیعی قائل نیست و همۀ واقعیّات و پدیده‌ها را موجود در طبیعت و در دایرۀ علوم طبیعی تفسیر می‌کند. ناتورالیسم در ادبیّات بر جنبه‌های توارث محیط و مشاهدۀ زندگی به دور از آرمان‌گرایی تأکید می‌ورزد و در این راه به ترسیم جزئیّات ـ و لو زشت و ناخوشایند ـ می‌پردازد. ناتورالیسم ادبی از راه ترجمه‌های دوران مشروطیّت وارد ادبیّات ایران شد و نویسندگانی همچون صادق هدایت و صادق چوبک را تحت تأثیر قرار داد. در این مقاله، به شیوۀ تحلیلی ـ توصیفی، تأثیر ناتورالیسم در آثار محمود دولت‌آبادی بررسی شده است. .