نکتهای نویافته در دیوان خاقانی شروانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jpl.2013.35918چکیده
افضلالدّین بدیل خاقانی شروانی و نظامی گنجوی، دو تن از آن شاعران بزرگ و صاحبسبک هستند که بر بسیاری از شاعران بعد از خود تأثیر گذاشتهاند. بخش عمدهای از اشعار خاقانی شروانی، ساده و روشن است، امّا درک خیلی از قصایدش برای افراد عادی و گاه درسخوانده، دشوار و دیریاب شده است. یکی از این دلایل، ساختن ترکیبهای مختلف و به کار بردن اصطلاحات علوم گوناگون است، ولی آنچه بیش از همه، سرودههای این شاعر را برای خوانندگان، سخت کرده است، استفاده از آیات قرآن، معارف اسلامی، داستانهای پیامبران و بهویژه تلمیحات اسلامی نادر است که گاه سبب شده در برداشت از شعر او، راه خطا پیموده شود. تنوّع مایههای تلمیحی در حوزة داستان پیامبران، ناشی از وسعت اطّلاعات خاقانی در زمینة قرآن و تفسیر و حدیث و تنوّع مضمونهای شعری و نیروی تخیّل اوست. وی در استفاده از داستان پیامبران و اشارات پندآموز در همان حدّی که قرآن بدان اشاره کرده است، اکتفا نکرده و به تفسیر قصص و اخذ آنها از منابع دیگر نیز پرداخته است. در این مقاله، تلاش میشود با استفاده از پژوهشهای استادان و محقّقان، دو تلمیح نادر در دیوان خاقانی بررسی و تحلیلی شود.