نمادشناسی جنبههای عرفانی- اسلامی و ادبی نقش طاووس در سردر بناهای دوره اسلامی و عصر صفویه
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد
2 دانشیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهر سازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
3 دانشجوی کارشناسی ارشد معماری اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
doi
10.22034/daraygah.2022.322105.1001چکیده
اندیشههای اساطیری و سپس حکمی و فلسفی ایرانیان در طول تاریخ بر ساختار هنر و معماری مؤثر بوده و به زبان زیباشناختی ویژهای بدل گشته و بازتاب تطور این اندیشهها و اعتقادات به شیوههای گوناگون در صور مختلف هنر ایران نمود یافته است .نماد یکی از ابزارهای معرفت و کهنترین روش بیان، محسوب میشود. از نمادهای پرکاربرد که در دوران اسلامی در مظاهر عرفانی، فرهنگی، هنر و ادبیات به صور مختلف دیده میشود، نماد «طاووس» است که پیشینه کاربرد نقش آن در هنر ایران، به دوران پیش از اسلام، باز میگردد. در ارتباط با ماهیت این نماد، این پرسش مطرح میگردد که تفسیر به کار رفته نقش «طاووس» از دیدگاه عرفانی- اسلامی و ادبیات ایران چگونه در سردربناهای صفوی تجلی یافته است؟ این پژوهش برای پاسخ به این سوال محوری، نقش طاووس را در سردرمسجد امام، مدرسه چهارباغ، کاخ هشت بهشت، حرم مطهر رضوی، حرم گوهرشاد و امامزاده هارون ولایت که جملگی از ابنیه صفوی هستند (یا در دورهی صفویه دارای تعمیرات بودهاند) و پیوند آن با حکمتهای نظری حاکم بر فضا، طی روندی دوسویه، با توجه به اسناد عینی موجود در بناها به روش استنادی – تفسیری بررسی خواهد کرد. طبق یافتهها، عصر صفویه و زنده شدن معانی عرفانی – مذهبی، سبب بروز تاثیرات فرهنگی، بر معماری زمان خود واستفاده از معانی عرفانی ایران، در ساخت بناها شد. یافته های گردآمده از طریق مقایسه و تحلیل محتوا در ارتباط با نماد و نقش «طاووس»، از دو دیدگاه ادبی و عرفانی-اسلامی، میتواند بیانگر نگرش باطنی به نماد طاووس در بناهای صفوی و.تأکید بر ضرورت مبحث امامت در باور شیعه، راهنمایی برای هدایت شوندگان، نابود کننده اهریمن، افزاینده برکت و نعمت و همچنین نماد گستردگی کیهانی ذات، دانست که با مقوله الوهیت پیوند دارد.