مدلسازی مطلوبیت لانه گزینی و شناسایی حداقل نیازهای زیستگاهی مکان های لانه گزیی گرگ (canis lupus) در استان همدان با استفاده از روش ماهالانوبیس پارتیشن بندی شده
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه محیط زیست، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران
2 استادیار، گروه محیط زیست، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران
3 دانشیار، گروه محیط زیست، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران
4 استادیار گروه محیط زیست، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jne.2014.53079چکیده
مدلسازی زیستگاه در محلهای لانهگزینی گونههای حیات وحش ابزاری کاربردی در شناسایی نحوۀ توزیع کانونهای فعالیت آنهاست. از اینرو این ابزار در شناسایی نواحیای که پتانسیل بالایی در بروز تقابل این گونهها با انسان دارند، کاربردهای فراوانی دارد. در این پژوهش با استفاده از مدل ماهالانوبیس پارتیشنبندی شده و با در نظر گرفتن فاکتورهای مهم زیستگاهی اثرگذار، مطلوبیت مکانهای لانهگزینی گرگ در استان همدان ارزیابی شد. همچنین از منحنی توزیع تجمعی مقادیر مطلوبیت برای طبقهبندی نقشۀ حاصل به طبقات مطلوبیت استفاده شد. نتایج نشان داد که آستانۀ مطلوبیت 71/0 به بهترین نحو نواحی مطلوب را از زیستگاه نامطلوب تفکیک کرد و بدین ترتیب 2649 کیلومترمربع معادل 5/13درصد از سطح استان همدان بهمنزلۀ نواحیای که پتانسیل لانهگزینی گرگ دارند، شناسایی شد. همچنین براساس نتایج بهدستآمده از آزمون تجزیه به مؤلفههای اصلی، متغیرهای ارتفاع، سنجۀ بردار ناهمواریها، تراکم دام و فاصله از نواحی مسکونی بهمنزلۀ عوامل مهم محیطی تأمینکنندۀ حداقل نیازهای زیستگاه لانهگزینی گرگ در این استان تعیین شدند. معیارهای بررسی اعتبار مدل بهدستآمده، چه از لحاظ قابلیت تشخیص (سطح زیر نمودار برابر با 825/0) و چه از لحاظ صحت طبقهبندی (نرخ کلی صحت طبقهبندی برابر با 84/0)، نشان داد که مدل مطلوبیت بهدستآمده عملکرد خوبی در پیشبینی نواحی لانهگزینی دارد. لانهگزینی گرگ در مناطق ناهموار نسبتاً مرتفع (1870ـ 2405)، نزدیک به اراضی مرتعی و بایر و به دور از نواحی مسکونی نشان میدهد که نحوۀ توزیع لانههای گرگ در استان همدان در درجۀ اول متأثر از فاکتورهای مرتبط با مداخلات انسانی است.