تحلیل داستان ملکوت با تکیه بر رویکرد ساختارگرایانه
نویسندگان
1 استاد پژوهشگاه ادبیات و علوم انسانی
2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد
doi
چکیده
ملکوت تنها داستان بلند صادقی از جمله آثار ماندگاری که تحت تأثیر بوف کور هدایت در دورهای خاص و با سبکی متمایز به نگارش درآمده است. گذشته از محتوای منحصر به فرد داستان، فرم و ساختار آن نیز قابل تأمّل و چشمگیر است. در این مقاله در پی آن است بعضی از خصوصیات زبانی، ساختاری و فنی آن بیان شده، لذا باتوجّه به رویکرد نوین ساختارگرایانه که سالیان سال در زمینة نقد ادبی از جمله رهیافتهای قدرتمند و مطرح بوده، به رشته تحریر درآمده است. مقالة موجود بعد از درآمدی کوتاه در رابطه با ساختارگرایی و پیشینة ملکوت حاوی کلیات و تعاریفی از آرا ساختارگرایانی چون ژنت، تودوروف، بارت و... میباشد. بعد از طرح آراء، به زاویه دید دانای کل و ادا شاخص ملکوت، همچنین تحلیل داستان در دو سطح ساختار روایت و نحو روایت پرداخته شده است. با وجود ساختار نامنسجمی که بهظاهر در روایت داستان وجود دارد، ملکوت بیانگر فرم و ساختاری مستحکم و حساب شده است که با وضعیّت ناپایداری شروع میشود و با ادامه داستان به اوج خود میرسد. در قسمت نحو روایت به شخصیّتهای کنشگر، کنشپذیر، فعل یا کنش ویژه آنها توجّه میگردد که با توجّه به روساخت داستان، دکتر حاتم بهعنوان فاعل اصلی شخصیّتهای دیگر را تحت تأثیر کنش خود قرار میدهد.