فوسیس و نوموس در افلاطون

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری فلسفه‌، دانشگاه تهران

doi
چکیده

یکی از مهمترین مسائل افلاطون‌،‌ نسبت نوموس و فوسیس است که به اشکال مختلف در آثار او ظاهر می‌شود‌.‌ این مساله در قرن پنجم ق‌. م تحت عنوان تقابل فوسیس و نوموس در میان اندیشمندان بزرگ وجود داشته است‌.‌ در این مقاله سعی بر آن است تا نسبت فوسیس و نوموس در اندیشه‌های افلاطون با توجه به نظریه‌های رایج در تقابل این دو در سه محاورۀ گرگیاس‌،‌ جمهوری و پروتاگوراس مورد پژوهش قرار گیرد‌.‌ افلاطون سعی دارد تبعات باور به تعارض بین نوموس و فوسیس در زندگی اجتماعی و سیاسی را با ارائۀ نسبتی وسیع‌‌تر بین فوسیس و نوموس به حداقل برساند‌.‌ افلاطون راه حل نهایی این مساله را در محاورۀ قوانین ارائه می‌کند‌.‌ در آنجا نوموس را برخاسته از فوسیس تحت حاکمیت الهی می‌داند‌.‌ در واقع پیوند فوسیس و خدایان در اندیشۀ افلاطون‌،‌ مجوزی برای وحدت فوسیس و نوموس است‌.