روش فرضیه در فلسفه افلاطون

نویسندگان

1 دکتری فلسفه غرب، دانشگاه تهران

doi
چکیده

در مقالة حاضر روش فرضیه را در فلسفة افلاطون مورد بررسی قرار می‌دهیم و برای این منظور به ترتیب سه محاوره منون، فایدون و جمهوری را- که روش مذکور در آنها به صراحت طرح شده‌اند- مورد واکاوی قرار داده، سیر تغییر نگرش افلاطون درباره جایگاه و کاربرد روش فرضیه را در حوزة فلسفه نشان می‌دهیم. افلاطون در منون با نظر به هندسه درصدد ارائه روشی است که در فلسفه نیز کاربرد داشته باشد. اما توجه ویژه به روش و اهمیت آن در پژوهش‌های فلسفی– در جمهوری- و نیز متعلق راستین معرفت، مثل، سرانجام وی را به بازبینی کارایی و گستره بکارگیری روش فرضیه در فلسفه وا‌می‌دارد و این امر افلاطون را به روش خاص فلسفه یعنی دیالکتیک رهنمون می‌شود.