نقد جماعت گرایی بر لیبرالیسم، و ارزیابی آن از منظر ریچارد رورتی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
مکتب جماعتگرایی یکی از منتقدان اصلی نظریهی اخلاقی-سیاسیِ لیبرالیسم به شمار میآید. طبق نظر بنیانگذاران این مکتب، لیبرالیسم تصویری از هویتِ انسان را پیشفرض میگیرد که حق پیوندهای جمعی در آن ادا نمیشود. لیبرالیسم با تأکیدِ نادرست بر اولویتِ عدالت از منظری فردگرایانه، تکالیفِ دگرخواهانه و تعهداتِ جمعیِ بهارثرسیده از سنت و تاریخ را، که نقشی قوامبخش در هویتِ فرد ایفا میکنند، نادیده میگیرد و به غلبهی شخصیتهایی میانمایه، خودخواه، و بیگانه با ارزشهای جمعی دامن میزند. در این مقاله میکوشم این انتقادها را به اختصار شرح دهم و سپس از منظرِ یکی از مدافعانِ لیبرالیسم، یعنی ریچارد رورتی، آنها را پاسخ دهم. رورتی این سخنِ جماعتگرایان را میپذیرد که اجتماع نقشی قوامبخش در شکلگیریِ هویتِ فرد ایفا میکند، اما نقدهای آنان را بر قطبِ پراگماتیستیِ لیبرالیسمِ معاصر وارد نمیداند و میکوشد نشان دهد لیبرالیسمِ سیاسی سدهی بیستم، که بهترین صورتبندیِ خود را در آثارِ جان دیویی و جان رالز پیدا میکند، به دلیلِ سازگاری با تاریخگرایی و قوممداری، برخلافِ لیبرالیسمِ فلسفیِ فیلسوفانِ روشنگری، از انتقادهای جماعتگرایان مصون است.