بررسی آثار کوتاه‌مدت و بلندمدت دیازینون بر فعالیت کولین استرازی در بافت‌های صدف بزرگ آب شیرین (Anodonta cygnea, Linnaeus, 1758)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد شیلات، گروه شیلات، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران

2 کارشناس ارشد شیلات، گروه شیلات، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران

3 استادیار، گروه شیلات، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران

doi
10.22059/jne.2014.36610
چکیده

دیازینون یکی از پرمصرف‌ترین آفت‌کش‌های ارگانوفسفره است. صدف بزرگ آب شیرین (Anodonta cygnea) را، به‌سبب سکونت نسبتاً دائمی در کانال‌های زهاب کشاورزی، می‌توان شاخصی مناسب در مناطق آلوده به این نوع از آلاینده‌ها در نظر گرفت. در این تحقیق، فعالیت استیل کولین استراز بافت‌های این جانور در مواجهه با غلظت‌ها گوناگون دیازینون (صفر، 1، 7، 15، 19، 23 میلی‌گرم بر لیتر)، با تکیه بر آثار کوتاه‌مدت (روز اول تا چهارم) و بلند‌مدت (روز هفتم تا بیست و یکم) این سم، با هم مقایسه شد و فعالیت آنزیمی به روش المن با دستگاه الایزا ارزیابی شد. نتایج حاکی از این بود که اختلاف معنی‌داری بین سطوح فعالیت آنزیم کولین استراز بافت‌های صدف درغلظت‌های گوناگون دیازینون و زمان‌های مواجهه با این سم وجود داشت. فعالیت ویژۀ این آنزیم در عضلۀ جمع‌کننده، ماهیچۀ پا، غدۀ گوارشی و درنهایت آبشش به‌ترتیب با مقادیر 285/27، 923/16، 792/2 و 914/1 نانومول استیل تیوکولین استرازشده در دقیقه بر میلی‌گرم پروتئین ثبت شد. در برنامه‌های پایش محیط‌زیست می‌توان از بافت‌های ماهیچۀ پا و ماهیچۀ جمع‌کننده، هم‌چون یک شاخص کولین استرازی پس از مواجهۀ این جانور با سم دیازینون، به‌منظور ارزیابی خطرهای زیست‌محیطی این آفت‌کش، استفاده کرد. با وجود این، بافت آبشش از میان چهار بافت مورد مطالعه، یگانه بافتی بود که برای تشخیص اثرهای غلظت‌های کم این سم (1 میلی‌گرم بر لیتر) بر فعالیت کولین استراز مناسب بود.