مقایسه تناسب حامیان مالی تیم ملی والیبال ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه فردوسی مشهد.
2 دانشیار ورزش و روانشناسی تمرین، مرکز تحقیق و نوآوری در ورزش، دانشگاه کلودئو برنارد، لیون1، ویلوقبان، فرانسه.
3 استاد مدیریت و بازاریابی ورزشی، مرکز تحقیق و نوآوری در ورزش، دانشگاه کلودئو برنارد، لیون1، ویلوقبان، فرانسه.
4 دانشیار مدیریت ورزشی، گروه مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه فردوسی مشهد.
5 دانشیار مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی مشهد.
doi
10.30473/arsm.2019.33155.2671چکیده
هدف، مقایسه تناسب حامیان مالی تیم ملی والیبال با این تیم از دیدگاه تماشاچیان است. تحقیق از نوع پیمایشی و برای جمعآوری دادهها از روش نمونهگیری تصادفی استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه زدراوکویچ و همکاران استفاده شد. آنها، برای بررسی تناسب از 9 بعد خرد و 2 بعد کلان استفاده کردند. برای مقایسه از آزمون تحلیل واریانس چندگانه و برای آزمونهای تعقیبی از آزمون شفه و برای تحلیل از نرم افزار STATISTICA استفاده شد. آزمونهای اندازهگیری و معادلات ساختاری برای سه حامی مالی نیز با استفاده از نرم افزار M Plus مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندگانه نشان داد بین ابعاد مختلف خرد و کلان تناسب، بهجز بعد جغرافیایی، اختلاف معناداری بین سه حامی مالی وجود دارد. اما آزمون تعقیبی نشان داد بین ابعاد مختلف تناسب بانک دی و همراه اول، تفاوت معناداری وجود ندارد و بین ابعاد مختلف تناسب مجید و همراه اول و همچنین مجید و بانک دی، به جز مقایسه بعد مشارکت بین برند مجید و همراه اول و مقایسه بعد مأموریت بین برند مجید و بانک دی، همه ابعاد تفاوت معناداری را نشان میدهند. آزمونهای اندازهگیری و معادلات ساختاری برای سه حامی مالی، با توجه به شاخصهای تعریف شده، نتایج قابل قبولی را نشان دادند. با توجه به نتایج این تحقیق، حامیان مالی و تیمها برای افزایش رابطه برد-برد، بهتر است بر رابطه متناسبی تمرکز کرده و در صورتی که این رابطه حمایتی از منظر پاسخدهندگان، متناسب به نظر نمیرسد، با اقداماتی موارد متناسب خودشان با مورد حمایت شده را روشنسازی کنند.