بررسی و گونه‌شناسی سفال‌های ساسانی محوطۀ زروآوند 2

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکدۀ باستان‌شناسی، پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران

2 دکتری باستان‌شناسی، گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22084/nb.2023.27375.2547
چکیده

تپۀ زروآوند 2 واقع‌در محدودۀ شهر داودآباد فراهان، ازجمله محوطه‌های مهم ساسانی در مطالعات باستان‌شناسی مابین فلات‌مرکزی و غرب کشور محسوب می‌شود که در سال 1401ه‍.ش. مورد کاوش باستان‌شناختی قرار گرفته است. طی یک فصل کاوش در این محوطۀ باستانی، آثار فرهنگی ازجمله سفال به‌دست آمد و باتوجه به اهمیت سفال و نقش آن در مطالعات باستان‌شناختی سبب شد تا این مادۀ فرهنگی در این پژوهش مورد مطالعه قرار گیرد؛ ازهمین‌رو، برای این پژوهش تعداد 86 قطعه سفال شاخص از دورۀ ساسانی، از میان 918 قطعه سفال به‌دست آمده از کاوش، برای مطالعه انتخاب گردید. در ابتدا این سفال‌ها برمبنای مشخصات فنی و شکل مورد طبقه‌بندی و گونه‌شناسی قرار گرفتند. این پژوهش دارای ماهیت بنیادی با رویکردی توصیفی-تحلیلی است و روش گردآوری این پژوهش دارای دو بخش مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی (سفال) است. هدف اصلی پژوهش، مطالعۀ کمی و کیفی سفال‌های ساسانی محوطۀ زروآوند 2، طبقه‌بندی، گونه‌شناسی و گاهنگاری نسبی آن‌ها است؛ مقایسه به‌شکل تطبیقی با نواحی مجاور صورت‌گرفته است؛ پرسش‌های قابل طرح در این پژوهش عبارتنداز: گونه‌های سفالی رایج در این محوطه شامل چه مواردی هستند؟ و دیگری سفال ساسانی تپۀ زروآوند 2 ارتباط این محوطه را با کدام‌یک از دیگر حوزه‌های فرهنگی نشان می‌دهد؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که اشکال شناسایی شده درمیان سفال‌های تپۀ زروآوند 2 به‌ترتیب فراوانی شامل: کوزه، کاسه، خمره، بشقاب و تغار و متداول‌ترین نقوش تزئینی سفالینه‌ها نقوش کنده هستند. سفالینه‌ها اکثراً دارای پخت مناسب بوده و این موضوع نشان از کنترل حرارت کوره برای پخت سفال است، هم‌چنین مقایسۀ تطبیقی انجام‌شده نشان‌داد، سفالینه‌های این محوطه با محوطه‌هایی هم‌چون: چم‌روته، سیرم‌شاه، ارزانفود، قلعه‌یزدگرد، قلعه‌گوری، تپۀ هگمتانه، ولیران، ماهور سیاه، طسمی‌جان، ویگل و هراسگان، بردنکون، محوطه‌های ساسانی شناسایی شده در بررسی‌های ماه‌نشان زنجان، شمال‌خوزستان و میاناب شوشتر و محوطۀ ابوشریفه در کشور عراق قابل ‌مقایسه و علاوه‌بر ویژگی‌های منطقه‌ای، بیشترین شباهت را با حوزه‌های فرهنگی غرب و فلات‌مرکزی ایران را دارد.