نقش بازاریابی رسانه‏های اجتماعی در رابطه علّی عشق به برند و بازاریابی ویروسی در مشتریان برند‏های منتخب پوشاک ورزشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران

3 کارشناس ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

doi
10.30473/arsm.2019.5847
چکیده

هدف از اجرای این تحقیق، بررسی نقش بازاریابی رسانه‏های اجتماعی در رابطه علّی عشق به برند و بازاریابی ویروسی در مشتریان برندهای منتخب پوشاک ورزشی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع همبستگی است که به روش میدانی انجام شد. جامعه‏آماری تحقیق، کلیۀ مشتریان نمایندگی‏های 4 برند ورزشی عضو صفحۀ اینستاگرام آن برند بوده‏اند. حجم نمونه 384 نفر برآورد شد که به روش نمونه‏برداری احتمالی چند مرحله‏ای انتخاب گردید. در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون مدل‏سازی معادلات ساختاری به‌منظور آزمون فرضیات استفاده شد. سطح معنی‏داری برای تمامی تجزیه‏وتحلیل‏ها 05/0P< در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد، عشق به برند بر بازاریابی رسانه‏های اجتماعی و بازاریابی ویروسی اثر داشته و (01/0P ≤ ، 20/9 = t) توانایی پیش‏بینی بازاریابی ویروسی را دارد. براساس نتایج ضریب بتا، به ازای یک انحراف استاندارد افزایش در عوامل عشق به برند، بازاریابی ویروسی (43/0) افزایش می‏یابد همچنین عشق به برند (01/0P ≤ ، 47/4 = t) توانایی پیش‏بینی بازاریابی رسانه‏های اجتماعی را دارد. ازطرفی ضریب بتا، به ازای یک انحراف استاندارد افزایش در عوامل عشق به برند، بازاریابی رسانه‏های اجتماعی (22/0) افزایش می‏یابد.  لذا می‏توان افراد علاقه‏مند به برند را به سوی شبکه‏های اجتماعی و فعالیت ویروسی آنها تشویق نمود. بر همین اساس برندهای ورزشی می‏توانند با افزایش میزان مشارکت با مشتریان خود زمینه‏های رفتار ویروسی را تقویت نمایند چرا که ایجاد محتواهای چالشی، پست‏های نظرسنجی  عواملی هستند که می‏توانند رفتار ویروسی را تقویت نمایند.