نگاهی تحلیلی- انتقادی به آرای جی.ئی.مور دربارۀ نسبت "شهود" با توجیه احکام اخلاقی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده الهیات، دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

در این مقاله، کوشیده ام تا با روشی تحلیلی-انتقادی به این پرسش پاسخ دهم که، از نظر مور، شهود اخلاقی چه نسبتی با توجیه احکام اخلاقی دارد؟ برای پاسخگویی به این پرسش، با تفکیک دو معنای «شهود» در آرای مور، یعنی «ادراک بی واسطه و مستقیم خاصٌۀ "خوبی"» و «ادراک بی واسطه و مستقیم قضایای اخلاقی حاوی محمول "خوب"»، که آنها را شهود ش.(1) و شهود ش.(2) نامیده ام، بر اساس تعریف سنّتی «معرفت»- که خود مور هم بدان قائل بود- نشان داده ام که، از نظر مور، شهود می تواند احکام اخلاقی را توجیه کند. در پایان بحثم از نسبت هر یک از دو معنای شهود با توجیه احکام اخلاقی، به ارزیابی آرای مور پرداخته ام. نتایج این مقاله عبارتند از: الف) شهود ش.(1) متضمّن و مستلزم «ارزشگذاری عاطفی» است؛ ب) شهود مذکور، معیاری برای فیصله بخشیدن به اختلاف نظرهای بنیادین اخلاقی فراهم نمی آورد؛ ج) شهود مذکور نمی تواند معرفت به بارآورد؛ د) شهود ش.(2)، به سبب بی دلیل بودن مدّعای مور دربارۀ «مطابق با واقع بودن» یا «ناظر به واقع بودن» قضایای اخلاقی حاوی محمول «خوب»، نمی تواند احکام اخلاقی را توجیه کند؛ ه) شهود مذکور چون دلیل مناسبی برای اعتقاد به بداهت ذاتی و صدق ضروری قضایای حاوی محمول «خوب» فراهم نمی سازد، نمی توا ند احکام اخلاقی را توجیه کند.