حاکمیت قانون در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری حقوق عمومی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، پردیس ارس دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانش‌آموخته دکتری حقوق عمومی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق تجارت بین‌الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه، میمه، ایران

doi
10.22054/qjpl.2022.63688.2684
چکیده

مهمترین دستاورد حقوق عمومی نوین، ایده حاکمیت قانون است که هدف آن ضابطه‌مند نمودن نهاد حاکمیت و نهادینه شدن مجاری اعمال قدرت حکومت بر شهروندان است. در نظام حقوقی غرب بخصوص سنت حقوقی کامن‌لا، عرف و رویه قضایی منابع اصلی قانونگذاری‌اند که از طریق روش تجربی و عقلی و در سایه دو اصل «مستدل بودن» و «قانونی بودن» موجبات تضمین اصل حاکمیت قانون را فراهم می‌نمایند. از دیدگاه نظام حقوقی اسلام؛ نظام حقوقی مشروع، نظام حقوقی منطبق و پایه‌ریزی شده بر مبنای احکام الهی است که با اعتقاد اصیل و مبنایی نظام سیاسی فقه شیعه به تبعیت همه افراد حتی رهبری جامعه مسلمین از قانون قوام یافته است. در همین راستا برای رعایت همه‌جانبه اصل حاکمیت قانون، سازوکار تشخیصی و نظارتی نیز در نظام حقوقی جمهوری اسلامی تعبیه شده است. این نوشتار ضمن بررسی رویکردهای نظری به مفهوم حاکمیت قانون و مؤلفه‌های شکلی و ماهوی دولت قانونمدار در نظام حقوقی غرب، امکان‌سنجی برقراری ایده حاکمیت قانون را در نظام حقوقی جمهوری اسلامی با توجه به ساختار متفاوت آن و در سایه اصول و ارزش‌های حاکم بر آن ضمن امعان نظر به قانون اساسی مورد بررسی قرار داده است.