رابطه کل و جزء در فلسفه لایب نیتس

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه تهران

doi
چکیده

در این مقاله ما انواع کل و جزء و نسبت میان آن­ها را با توجه به مفهوم بنیادین فلسفه­ی لایب­نیتس یعنی «جوهر» بررسی کردیم. همچنین ارتباط کل و جزء با جوهر را با توجه به برخی اصول اندیشه­ی او مثل امتناع تناقض، جهت کافی، هماهنگی، اتصال و... مطالعه کردیم. کل و جزء یا معنای فلسفی–وجودی دارد و یا معنای منطقی-معرفتی. معنای دوم با توجه به معنای اول اعتبار دارد. کل در معنای فلسفی به معنای کل در منطق صوری نیست، به عکس کل یک جزءِ موجود است که تمام کیفیات و حالاتش را بالقوه در خود دارد. یعنی جوهر فرد و منادی است که وحدت واقعی دارد. کل و جزء در هم تنیده­اند. از یک طرف جزء یک جزء است واز طرف دیگر جزء، کل است و وحدت دارد. کل نیز از یک طرف وحدت دارد و از طرف دیگر دارای اجزا و کثیر می­باشد.