پدیدار تجربی، برساخت ذهنی و واقعیت هستی شناختی ( تحلیلی بر مسائل تبیین علمی و مواضع رئالیزم انتقادی )

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه تبریز

2 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

تبیین­ های پوزیتیویستی و ابطال­گرایانه، هر دو در این فرض طبیعت­گرایانه اتفاق­ نظر داشته­اند که واقعیت محدود به سطح تجربی است و تبیین علمی باید به این سطح تجربی ارجاع دهد تا از وصف تحقیق ­پذیری، معناداری و علمی بودن برخوردار باشد. این در­ حالی است که از یک­سو اصل علیت به­ مثابه­ی شرط ضروری هرگونه تبیین علمی، به ­لحاظ منطقی از این سطح تجربی قابل استنتاج نبوده و در­نهایت نه به­ صورت یک اصل تجربی بلکه به ­صورت یک اصل متافیزیکی و در زبان پوپر، ابطال­ ناپذیر باقی می­ ماند. از سوی دیگر، اصل عینیت تجربی به­عنوان مبنای شرط آزمون­پذیری تبیین­ های علمی نیز به دلیل مسبوقیت هرگونه مشاهده به نظریه، غیرقابل دفاع بوده است. ایده‌آلیست­ های کانتی همچون کهن و فایرابند نیز که بر بازنمایی واقعیت در قالب مقولات ذهنی تأکید داشته و از این رو قوانین علّی و نظریه‌های علمی را صرفاً بیانگر مدل‌ها و الگوهای ذهنی در تفسیر جهان واقع دانسته ­اند، از توجیه شناخت تجربی و ارائه­ ی معیاری برای مقایسه‌ میان نظریه‌ها و پارادایم‌‌های علمی و همچنین ابطال نظریه‌ها و تحوّل علمی عاجز بوده­اند. این مقاله ضمن بررسی و تحلیل مسائل تبیین علمی، بر روی پاسخ های رئالیزم انتقادی در این زمینه متمرکز می­شود و به تحلیل این موضوع می  پردازد که این رویکرد فلسفی چگونه تبیین علمی را مستلزم توجه همزمان به جایگاه پدیدار تجربی، برساخت ذهنی و واقعیت هستی‌شناختی در نظر می گیرد.